ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
303
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
ايضا ابو عبيد گفت : معاويه هنگامى كه خبر مرگ مالك اشتر كه به او شربت عسل مسموم شد به او رسيد گفت : « ان للّه جنودا منها العسل » ، يعنى خداوند سپاهيانى از عسل دارد . من ( ابن ابى اصيبعه ) از تاريخ ابو عبد اللّه محمد بن عمر واقدى نقل مىكنم ، كه گفت : چون سال سى و هشت هجرى رسيد على بن ابي طالب ( ع ) بعد از كشته شدن محمد بن ابى بكر اشتر را والى مصر نمود . چون معاويه از اين امر آگاهى يافت ، يكى از مالكان عمدهء مقيم عريش را مأمور قتل مالك اشتر نمود و به او وعده كرد ، كه اگر اشتر را كشتى بيست سال تو را از ماليات معاف مىدارم . دهقان مزبور با مهربانى و حيله از اشتر پرسيد چه شربتى دوست دارى ؟ اشتر گفت شربت عسل را بسيار دوست دارم . دهقان گفت : عسل بسيار اعلى « برقه » دارم . سپس عسل را با سمّ مخلوط كرده به او داد . اشتر پس از نوشيدن آن شربت مرد . در اينجاست كه معاويه عبارت معروف خود را گفت . در تاريخ طبرى آمده است ، كه حسن بن على ( ع ) در ايام خلافت معاويه مسموم و كشته شد . معاويه آنطور كه گفتهاند ، يك نوع دهاء و حيلهگرى داشت . در اين مورد معاويه جعده دختر اشعث بن قيس زوجهء حسن بن على را ( ع ) تطميع كرد و زهرى برايش فرستاد و بوى پيغام داد ، اگر حسن را كشتى ، تو را به يزيد خواهم داد . چون حسن بن على ( ع ) وفات كرد ، از معاويه خواست كه بوعدهء خود وفا كند . معاويه در جوابش گفت : من يزيد را دوست دارم . كثير در مرثيه حسن بن على ( ع ) چنين سروده است : يا جعد ابكيه و لا تسأمى * بكاء حق ليس با الباطل ان تسترى الميت على مثله * فى الناس من حاف و من ناعل مفاد و ترجمهء ابيات اين است :